![]() |
![]() |
|
|
سلام دوست جونای خودم دلم برای همتون تنگ شده خوش به حالتون که می تونید با هم دیگه ارتباط داشته باشید خب بگذریم امروز همکار عزیزمون رفته استخر منم تز فرصت استفاده کردمو اومدم پشت کامیش هفته پیش یه امتحان میان ترم داشتم ۸ نمره امتحان آخر ترم هم همین بود به نظر خودم خوب دادم ولی خیلی سخت بود کلی فکر کردم تا جوابا رو نوشتم از طرفی هم این هفته چهار شنبه دو تا میان ترم دارم که البته نصفه نمره پایان ترمه خیلی هم سخته در حال حاضر مشغول خر زنی هم هستم یک بخار شور خوشمل از نوع بیم هم خریدم فعلا فقط باهاش سرامیکا رو تمیز کردم فشارش خیلی خوبه خیلی هم راضی ام دیگه چی بگم الان همکار عنق بنده جلوم نشسته اصلا هم حوصله اشو ندارم از اون آدماییه که همهاز ترس تائیدش کردن هیچ کس نمی تونه باهاش دهن به دهن بزاره منم اصلا حوصله اینجور ادما رو ندارم تازه یه روزایی میاد کلی باهات می خنده ولی یه روزایی میاد اصلا بدون هیچ دلیلی باهات حرف نمی زنه مهدی هم به من می گه خب تو هم مثل خودش باش ولی برای من سخته که اینطوری باشم راستی همین الان راراز زنگید کلی هم باهم حرفیدیم به این می گن یه دوست خوب دیگه اینکه هنوز نتونستیم خونه خوشمل هم پیدا کنیم پیدا کردن موضوع پایان نامه هم برای ما شده یه درد سر هر چی فکر می کنم عقلم به جایی نمی رسه خب دیگه این همکار عنق بنده در حال مناظره اینجانب می باشد بهتره دیگه برم بای |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 14:25 توسط الهه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تاريخ 16/7/85با همسري عقد كرديم و در تاريخ 15/9/86 زندگي مشتركمون رو شروع كرديم من و همسري هر دو 27 ساله هستيم و البته همسری یه پنج ماهی از من بزرگتر و ما واقعاخییییییییییییییییییلی خوشبختیم
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|