![]() |
![]() |
|
|
سلللللللللللللللللللللللللللللللللللللام به همه دوست جوناي خودم
دلم براي همتون كلي تنگيده امروز هم مي خواستم نيام سر كار ولي نتونستم مرخصي بگيرم البته به جاش يه كامي خالي پيدا كردمو به همتون مي تونم سر بزنم امسال هم با تمام خوبي و بدي هاش تموم شد ولي خدا رو شكر كه همه چيز به خير و خوبي تموم شد يه جورايي هم براي من سال خوبي بود البته گاهي دشواري هاي خودش رو هم داشت ولي بازم راضي ام به رضاي خودش اميدوارم سال آينده براي هممون سال خوبي باشه امسال اگه خدا بخواد عيد عازم تبريزيم البته اول يه دو سه روزي شمال بعد هم اردبيل بعد هم تبريز اگه كسي از اين جا ها اطلاعاتي داره به من هم بگه بد نيست خونه تكوني الكي هم كردم خيلي خودمو به زحمت ننداختم امشب هم مي خوام برم سفره هفت سين بچينم يك مانتو خوشمل هم خريدم با يك كفش جينگولي اينقدر حرف براي گفتن داشتم ولي الان همشو يادم رفته مهدي هم امروز سر كار نرفته همش زنگ مي زنه و مي گه تو هم بپيچون و بيا ديگه برم و به وبلاگ دوستان سر بزنم كه دلم لك زده براي همتون خوش باشيد همگي |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 11:9 توسط الهه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تاريخ 16/7/85با همسري عقد كرديم و در تاريخ 15/9/86 زندگي مشتركمون رو شروع كرديم من و همسري هر دو 27 ساله هستيم و البته همسری یه پنج ماهی از من بزرگتر و ما واقعاخییییییییییییییییییلی خوشبختیم
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|