تبليغاتX
روزهاي شيرين من و همسري

سلام دوست جونای خودم دلم برای همتون تنگ شده خوش به حالتون که می تونید با هم دیگه ارتباط داشته باشید خب بگذریم امروز همکار عزیزمون رفته استخر منم تز فرصت استفاده کردمو اومدم پشت کامیش

هفته پیش یه امتحان میان ترم داشتم ۸ نمره امتحان آخر ترم هم همین بود به نظر خودم خوب دادم ولی خیلی سخت بود کلی فکر کردم تا جوابا رو نوشتم از طرفی هم  این هفته چهار شنبه دو تا میان ترم دارم که البته نصفه نمره پایان ترمه خیلی هم سخته در حال حاضر مشغول خر زنی هم هستم

یک بخار شور خوشمل از نوع بیم هم خریدم فعلا فقط باهاش سرامیکا رو تمیز کردم فشارش خیلی خوبه خیلی هم راضی ام

دیگه چی بگم الان همکار عنق بنده جلوم نشسته اصلا هم حوصله اشو ندارم از اون آدماییه که همهاز ترس تائیدش کردن هیچ کس نمی تونه باهاش دهن به دهن بزاره منم اصلا حوصله اینجور ادما رو ندارم تازه یه روزایی میاد کلی باهات می خنده ولی یه روزایی میاد اصلا بدون هیچ دلیلی باهات حرف نمی زنه مهدی هم به من می گه خب تو هم مثل خودش باش ولی برای من سخته که اینطوری باشم راستی همین الان راراز زنگید کلی هم باهم حرفیدیم به این می گن یه دوست خوب

دیگه اینکه هنوز نتونستیم خونه خوشمل هم پیدا کنیم

پیدا کردن موضوع پایان نامه هم برای ما شده یه درد سر هر چی فکر می کنم عقلم به جایی نمی رسه

خب دیگه این همکار عنق بنده در حال مناظره اینجانب می باشد بهتره دیگه برم

بای

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 14:25  توسط الهه | 
سلام بر اهل وبلاگستان خوبید خوشید سلامتید ؟خدائیش الی نیست آخه چطوری این وبلاگستان بهتون خوش می گذره بابا یه حالی هم از این بنده حقیر بپرسید خب دلمون تنگ می شه براتون

امشب با اجازتون قراره که تنها بخوابم همسری امشب اضافه کاره اخه یه ازمایش داشتن که تا صبح طول کشیده از طرفی هم بنده شب اولیه که می خوام تنها بخوابم اصولا وقتی همسری می ره اضافه کاری منم وسایلمو جمع می کنم و می رم خونه مامان جونم ولی امشب حوصله نداشتم برم آخه اونجا باید ۷ صبح سرویس سوار شم ولی خونه خودمون یه ربع به هشت سوار سرویس می شم منم از تنبلی نرفتم البته به مامانم نگفتم وگرنه نمی ذاشت تنها بخوابم مهدی هم که هر نیم ساعت یه بار می زنگه ببینه آقا دزده اومده سراغم یا که نه اگه خودم هم نترسم اینقده بهم تلقین می کنه که بترسم

خب دیگه چی باید بگم؟اهان یادم اومد الهه این ترم کلی بچه تنبل شده دیگه مثل ترم پیش درس نمی خونه یه واحد اختیاری البته اسمش اختیاریه از صد تا اجباری هم بدتره کامپیوتر داریم برای دوره ارشد گذاشتن که همه دانشگاه ها افیس درس می دن ولی دانشگاه ما برنامه نویسیه پاسکال درس می ده خب یه خورده هم سخته البته شیرین هم هست کلی تحقیق نصفه نیمه دارم که باید اونا رو هم انجام بدم خدا خیر بده این همسری رو که کلی از تحقیقامو برام مطلباشونو پیدا کرده فقط مونده که من یه کاسه شون کنم

پنجشنبه خونه مادر شوهری بودیم همسری کلی با باباش صحبت کرده که اگه بشه کمکمون کنن بریم خونه بخریم تا یه خورده قیمتا پایینه معلوم نیست چند وقت دیگه چی می شه البته بابای همسری می گه از این خونه های پیش فروش بخریم تا پولمون حاضر بشه ولی این جور خونه ه هم یه خورده درد سر داره حالا قراره بریم آخر هفته دنبالش.

هنوز حقوق ماه جدید رو هم نگرفتیم می گن اضافه هم شده حالا تا چقدر نمی دونم می خوام این ماه یه بخار شور بگیرم می گن مارک بیم خوبه اگه کسی داره یه کمک به ما هم بکنه و یه ریزه اطلاعات بده

خب دیگه یه خورده خوابم گرفته تا نپریده برم

بای

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 23:40  توسط الهه |